حسين مروج

117

اصطلاحات فقهى ( فارسى )

تحول المال فى الحواله تحقق مىيابد . شرح لمعه تخارج اهل الميراث - يعنى به يكى از ورّاث چيزى بدهند و او را كنار بگذارند و مال را بين خودشان تقسيم كنند . موارد استعمال : بنابر قول بعض اهل سنت تخارج جاير است و از ابن عباس نقل شد : « يتخارج اهل الميراث » . طلبة الطلبه تخاير - دو نفر به يكديگر بگويند كه من خوب و زيبا هستم . مجمع البحرين در فقه ، فروشنده و يا خريدار داراى حق خيار باشند . موارد استعمال : استفاده از حق شفعه مانع تخاير نيست . شرح لمعه ، كتاب شفعه تخصيص - بسنده كردن به يك و يا چند چيز معدود . در فقه ، با ذكر كلامى و يا قرينه‌اى عام را به بعض افراد آن منحصر كردن است . موارد استعمال : اجل معلوم در تعريف عقد مضاربه براى تخصيص آن به قسم صحيح ذكر گرديده است . شرح لمعه ، كتاب مضاربه تخلّف شرط - ظهور خلاف از آنچه در عقد بيع طرفين معامله شرط كرده‌اند . موارد استعمال : تخلف شرط موجب خيار الاشتراط مىشود . شرح لمعه ، كتاب متاجر تخلّل التّعزير - كارى كه موجب تعزير است تكرار شود ، درحالىكه براى اولين بار مجازات تعزيرى انجام يافته است . شرح لمعه موارد استعمال : در صورت تكرار عمل و تخلل تعزير در نوبت سوم مرتكب آن كشته مىشود . شرح لمعه تخلّل الكفّارة - يعنى روزه‌دار پس از عمل باطل‌كنندهء روزه كفاره بدهد و مجددا مرتكب همان عمل و يا عمل ديگرى مانند قبلى بشود . موارد استعمال : در صورت تخلل الكفاره ، تكرار كفاره واجب مىشود . شرح لمعه ، كتاب صوم تخليد الحبس - به‌طور دائم در زندان نگاه داشتن و به عبارت ديگر به زندان ابد محكوم كردن است . موارد استعمال : قول عاريه‌پذير در تلف مال عاريه مورد قبول بايد واقع شود به علت اين‌كه عدم قبول قول او موجب تخليد الحبس مىشود . شرح لمعه ، كتاب عاريه تخليل - ترش مزه كردن مايعات . در فقه ، سركه درست كردن است . موارد استعمال : خمر كافرى كه در نوشيدن و نگاه‌دارى آن تظاهر نمىكند محترم است ولى خمر مسلمان و كافر متظاهر محترم نيست و لو اين‌كه براى تخليل باشد . شرح لمعه ، كتاب غصب تخليل الشّعر - رساندن آب به زير موها به‌طورىكه پوست پوشانده شده به وسيله موها با آب تر شود . موارد استعمال : تخليل در غسل مستحب است . شرح لمعه ، كتاب طهارت تخلية - خالى كردن شخص خانه يا ملكى را گويند كه در اختيار وى بوده است .